پی سی دان
از وب جدیدم باز دید کنید
از وب جدیدم باز دید کنید
تا بیکران خویشم گامی دگر نمانده است
آغوش مهر بگشا ای راز روزه داران
خسته است شب رو ماه ای ابر همرهی کن
تا تر کند گلویی از جام چشمه ساران
ای شب چه می فشانی در باغ و بن شفق را
فردا دوباره آیند از راه نیزه داران
روز وداع یاران ما را امان ندادند
دردا که تا بگرییم چون ابر در بهاران
روزی که با تو بودم در زیر چتر باران
گفتی خوش است بودن گفتم کنار یارم
عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو
نشده از گل رویش سیراب که فلک دسته گلی داد به آب
نازنین چشم به شط دوخته بود فارغ از عاشق دلسوخته بود
دید از روی شط آید به شتاب نوگلی چون گل رویش شاداب
خواست کازاد کند از بندش اسم گل برد و در آب افکندش
خوانده بود این مثل آن مایه ی ناز که نکویی کن و در آب انداز
گفت به به چه گل زیبائیست لایق دست چون من رعنائیست
حیف از این گل که برد آب او را کند از منظره نایاب او را
زین سخن عاشق معشوقه پرست جست در آب چو ماهی از شست
گفت رو که تا ز هجرم برهی نام بی مهری بر من ننهی
مورد نیکی خاصت کردم از غم خویش خلاصت کردم
باری آن عاشق بیچاره چو بط دل به دریا زد و افتاد به شط
دید آبی است فراوان و درست به نشاط آمد و دست از جان شست
دست و پایی زد و گل را بربود سوی دلدارش پرتاب نمود
گفت کای آفت جان سنبل تو ما که رفتیم بگیر این گل تو
بکنش زیب سرای دلبر من یاد آبی که گذشت از سر من
جز برای دل من بوش مکن عاشق خویش فراموش مکن
خود ندانست مگر عاشق ما که ز خوبان نتوان خواست وفا
مگسي را کشتم
نه به اين جرم که حيوان پليديست بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر يک به صد است
طفل معصوم به دور سر من ميچرخيد
به خيالش قندم
يا که چون اغذيه ي مشهورش تا به آن حد گندم
اي دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبي بود
من به اين جرم که از ياد تو بيرونم کرد
مگسي را کشتم.
لیلی شدم مجنون شدی ، شیرین شدم فرهاد شدی ، حوا شدم بعید میدونم آدم بشی ![]()
برای مشاهده بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید...
می دونستم که تکی مثل ماه اسمون
می دونستم تو عزیزم قدر عشق و می دونی
می دونستم تو همونی که همیشه می مونی
اره منم دوست دارم مهال تنهات بزارم
تو وصله جون منی منم فقط تو رو دارم
غیره دوست داشتن تو دیگه چیزی ندارم
همه عمر من توهی یا بی تو من کم می یارم
ماه من واسه من از تو بهتر کسی نیست
بیا تو کتاب عشق فصلی تازه بنویس
بگو منم دوست دارم مهال تنهات بزارم
تو وصله جون منی مهال تنهات بزارم
تک تک ثانیه هام با تو رویایی میشه
تو سکوت لحظه هام ببین چه غوغایی میشه
روی چشمام جا داری اگه منت بزاری
منو از خودت بدونی و بگی دوسم داری
اره منم دوست دارم مهال تنهات بزارم
تو وصله جون منی منم فقط تو رو دارم .
....
....
....
....
....
....
....
....